معنی فارسی accent
B1لهجه، شیوه خاص تلفظ کلمات به صورت محلی یا فرهنگی است.
A distinctive way of pronouncing a language, often associated with a particular region.
- NOUN
example
معنی(example):
لهجه او نشان میدهد که او از جنوب است.
مثال:
His accent reveals that he is from the south.
معنی(example):
او به انگلیسی با لهجهای قوی فرانسوی صحبت میکند.
مثال:
She speaks English with a strong French accent.
معنی فارسی کلمه accent
:
لهجه، شیوه خاص تلفظ کلمات به صورت محلی یا فرهنگی است.