معنی فارسی پالم
B1درخت یا شاخهای که معمولاً در مناطق گرم و مرطوب میروید و دارای برگهای بزرگ و پرچم است.
The upper surface of the hand between the fingers and the wrist; a type of tree that typically grows in warm climates.
- NOUN
example
معنی(example):
درخت نخل در اقلیمهای گرم رایج است.
مثال:
The palm tree is common in warm climates.
معنی(example):
او کتاب را در کف دستش نگه داشت.
مثال:
She held the book in the palm of her hand.
معنی فارسی کلمه پالم
:
درخت یا شاخهای که معمولاً در مناطق گرم و مرطوب میروید و دارای برگهای بزرگ و پرچم است.