معنی فارسی accommodation

B1

محل سکونت یا اقامتی که در آن شخص می‌ماند.

A place where someone lives or stays, especially temporarily.

example
معنی(example):

یافتن مکان اقامت در شهر می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

مثال:

Finding accommodation in the city can be challenging.

معنی(example):

من برای اقامت خود آنلاین رزرو کردم.

مثال:

I made a reservation for my accommodation online.

معنی فارسی کلمه accommodation

: معنی accommodation به فارسی

محل سکونت یا اقامتی که در آن شخص می‌ماند.