معنی فارسی account
A2حساب مالی یا گزارش و توصیف یک رویداد یا تجربه.
A record of the financial transactions or a detailed description of an event or experience.
- NOUN
example
معنی(example):
من یک حساب بانکی جدید برای پسانداز پول باز کردم.
مثال:
I opened a new bank account to save money.
معنی(example):
او داستان سفرش به اروپا را برای من تعریف کرد.
مثال:
He gave me an account of his trip to Europe.
معنی فارسی کلمه account
:
حساب مالی یا گزارش و توصیف یک رویداد یا تجربه.