معنی فارسی afterward
A2 /ˈæf.tɚ.wɚd/برخی از اعمال یا حوادث که پس از یک رویداد اتفاق میافتند.
At a later time; after an event has happened.
- adverb
adverb
معنی(adverb):
(temporal location) At a later or succeeding time.
example
معنی(example):
بیایید بعد از آن که پیادهروی کردیم، بستنی بگیریم.
مثال:
Let's go for a walk and get ice cream afterward.
معنی(example):
او تکالیفش را تمام کرد و بعد از آن تلویزیون تماشا کرد.
مثال:
He finished his homework and watched TV afterward.
معنی فارسی کلمه afterward
:
برخی از اعمال یا حوادث که پس از یک رویداد اتفاق میافتند.