معنی فارسی calmly
B1 /ˈkɑː(ɹ)m.li/به آرامی، به معنای رفتار یا عمل کردن بدون اضطراب یا هیجان است.
In a quiet and controlled manner.
- adverb
adverb
معنی(adverb):
In a calm manner.
example
معنی(example):
او در طول جلسه به آرامی صحبت کرد، حتی زمانی که اختلاف نظرها به وجود آمد.
مثال:
She spoke calmly during the meeting, even when disagreements arose.
معنی(example):
او بحران را با آرامش مدیریت کرد که این امر همه را مطمئن کرد.
مثال:
He handled the crisis calmly, which reassured everyone.
معنی فارسی کلمه calmly
:
به آرامی، به معنای رفتار یا عمل کردن بدون اضطراب یا هیجان است.