معنی فارسی carby
B1کاربی کردن به معنای بهبود یا تغییر ظاهر یک شیء به طوری که جذابتر به نظر برسد.
To enhance the appearance or condition of something, often used in informal contexts.
- VERB
example
معنی(example):
او تصمیم گرفت که ماشین قدیمی را کاربی کند تا به نظر جدید بیاید.
مثال:
He decided to carby the old car to make it look new.
معنی(example):
به کاربی کردن چیزی به معنی بهبود ظاهر آن است.
مثال:
To carby something means to enhance its appearance.
معنی فارسی کلمه carby
:
کاربی کردن به معنای بهبود یا تغییر ظاهر یک شیء به طوری که جذابتر به نظر برسد.