معنی فارسی chopped-up

B1

خرد شده، به حالت یا قطعات کوچک تقسیم شده، معمولاً برای آشپزی یا توصیف وضعیت یک متن یا شیء به کار می‌رود.

Cut into small pieces; an expression often used in cooking or to describe a disorganized state of something.

example
معنی(example):

من سبزیجات را برای سالاد خرد کردم.

مثال:

I chopped up the vegetables for the salad.

معنی(example):

سند کاملاً خرد شده و خواندن آن دشوار بود.

مثال:

The document was all chopped up and difficult to read.

معنی فارسی کلمه chopped-up

: معنی chopped-up به فارسی

خرد شده، به حالت یا قطعات کوچک تقسیم شده، معمولاً برای آشپزی یا توصیف وضعیت یک متن یا شیء به کار می‌رود.