معنی فارسی for-instance
B1برای مثال، عبارتی برای ارائه یک نمونه خاص در یک موضوع کلی استفاده میشود.
A phrase used to introduce an example that illustrates a point.
- OTHER
example
معنی(example):
برای مثال، بسیاری از مردم در زمان فراغت خود از خواندن کتاب لذت میبرند.
مثال:
For instance, many people enjoy reading books during their free time.
معنی(example):
برای مثال، اگر میخواهید یک زبان جدید یاد بگیرید، به طور منظم تمرین کنید.
مثال:
For instance, if you want to learn a new language, practice regularly.
معنی فارسی کلمه for-instance
:
برای مثال، عبارتی برای ارائه یک نمونه خاص در یک موضوع کلی استفاده میشود.