معنی فارسی ful
A2پر یا کامل، چیزی که تا حد بیشینه پر شده است.
Containing as much as possible; full.
- ADJECTIVE
example
معنی(example):
فنجان پر از آب بود و آماده ریختن.
مثال:
The cup was ful of water, ready to spill.
معنی(example):
جیبهایش پر از سکه بود.
مثال:
His pockets were ful of coins.
معنی فارسی کلمه ful
:
پر یا کامل، چیزی که تا حد بیشینه پر شده است.