معنی فارسی functionally
B1به طور عملکردی، به این معنا که از نظر نحوه کارکرد مشابه میباشند.
In a way that relates to the practical workings or functions of something.
- adverb
adverb
معنی(adverb):
In a functional manner.
example
معنی(example):
این دو سیستم به طور عملکردی معادل هستند، به این معنی که به شیوهای مشابه کار میکنند.
مثال:
The two systems are functionally equivalent, meaning they work in a similar way.
معنی(example):
نرمافزار از نظر عملکردی قوی است، اما مشکلاتی در تجربه کاربری دارد.
مثال:
The software is functionally robust, but has some user experience issues.
معنی فارسی کلمه functionally
:
به طور عملکردی، به این معنا که از نظر نحوه کارکرد مشابه میباشند.