معنی فارسی functioned
B1عملکردن، به انجام وظایف یا کارهای تعیین شده و روان انجام شدن است.
To operate or work as intended.
- verb
verb
معنی(verb):
To have a function.
معنی(verb):
To carry out a function; to be in action.
example
معنی(example):
این دستگاه سالها بدون هیچ مشکلی به خوبی کار کرد.
مثال:
The machine functioned well for years without any issues.
معنی(example):
کمیته در طول این رویداد به طور مؤثری کار کرد.
مثال:
The committee functioned effectively during the event.
معنی فارسی کلمه functioned
:
عملکردن، به انجام وظایف یا کارهای تعیین شده و روان انجام شدن است.