معنی فارسی fussy-eater
B1فردی که در انتخاب غذا بسیار حساس است و فقط غذاهای خاصی را میخورد.
A person who is very particular about the food they eat and only enjoys specific types of food.
- OTHER
example
معنی(example):
برادر کوچک من یک آدم سختپسند است که فقط پیتزا را دوست دارد.
مثال:
My little brother is a fussy-eater who only likes pizza.
معنی(example):
پختن غذا برای یک آدم سختپسند میتواند چالشبرانگیز باشد.
مثال:
It can be challenging to cook for a fussy-eater.
معنی فارسی کلمه fussy-eater
:
فردی که در انتخاب غذا بسیار حساس است و فقط غذاهای خاصی را میخورد.