معنی فارسی held-down

نگه داشته شده. به معنای محدود شدن یا کنترل شدن.

example
معنی(example):

سگ توسط صاحبش نگه داشته شد.

مثال:

The dog was held down by the owner.

معنی(example):

او تحت فشار وزن کتاب‌ها نگه داشته شد.

مثال:

He was held down by the weight of the books.

معنی فارسی کلمه held-down

:

نگه داشته شده. به معنای محدود شدن یا کنترل شدن.