معنی فارسی introductory

B1 /ˌɪntrəˈdʌktəri/

مقدماتی، به معنای آغازین و اولیه، معمولاً به اطلاعات اولیه و پایه اشاره دارد که برای آشنایی با یک موضوع یا زمینه خاص ارائه می‌شود.

Relating to or denoting a course of study or information intended for beginners.

example
معنی(example):

دوره مقدماتی نمای خوبی از موضوع به ما داد.

مثال:

The introductory course gave us a good overview of the subject.

معنی(example):

او یک نامه مقدماتی نوشت تا خود را به تیم معرفی کند.

مثال:

She wrote an introductory letter to introduce herself to the team.

معنی فارسی کلمه introductory

: معنی introductory به فارسی

مقدماتی، به معنای آغازین و اولیه، معمولاً به اطلاعات اولیه و پایه اشاره دارد که برای آشنایی با یک موضوع یا زمینه خاص ارائه می‌شود.