معنی فارسی knowledge-2
B1درک و آگاهی درباره یک موضوع خاص، اطلاعاتی که فرد در مورد یک زمینه خاص دارد.
The facts, information, and skills acquired through experience or education.
- NOUN
example
معنی(example):
داشتن دانش خوب در یک موضوع برای موفقیت مهم است.
مثال:
Having good knowledge of a subject is important for success.
معنی(example):
دانش گسترده او در تاریخ همه را تحت تأثیر قرار داد.
مثال:
Her extensive knowledge of history impressed everyone.
معنی فارسی کلمه knowledge-2
:
درک و آگاهی درباره یک موضوع خاص، اطلاعاتی که فرد در مورد یک زمینه خاص دارد.