معنی فارسی metal
B2 [ˈmɛ.ɾɫ̩]فلز، مواد سخت و قابل شکلپذیری که میتواند رسانای الکتریسیته و گرما باشد و در صنایع مختلف به کار میرود.
A class of materials typically characterized by high electrical and thermal conductivity, malleability, and ductility.
- NOUN
example
معنی(example):
فولاد نوعی رایج از فلز است که در ساخت و ساز استفاده میشود.
مثال:
Steel is a common type of metal used in construction.
معنی(example):
او دوست دارد در حین ورزش به موسیقی متال گوش دهد.
مثال:
He loves listening to metal music during workouts.
معنی فارسی کلمه metal
:
فلز، مواد سخت و قابل شکلپذیری که میتواند رسانای الکتریسیته و گرما باشد و در صنایع مختلف به کار میرود.