معنی فارسی remoteness

B2

دوری، به معنی جدایی یا فاصله از مکان یا افراد دیگر.

The state of being distant or remote; separation from others or from civilization.

noun
معنی(noun):

The quality of being remote.

example
معنی(example):

دوری جزیره باعث می‌شود که بازدید از آن دشوار باشد.

مثال:

The remoteness of the island makes it difficult to visit.

معنی(example):

دوری شغل او به این معنی است که او به ندرت همکارانش را می‌بیند.

مثال:

The remoteness of his job means he rarely sees coworkers.

معنی فارسی کلمه remoteness

: معنی remoteness به فارسی

دوری، به معنی جدایی یا فاصله از مکان یا افراد دیگر.