معنی فارسی rigorously

B2

به صورت دقیق و سخت، با رعایت تمام جزئیات.

In a strict or demanding manner.

adverb
معنی(adverb):

In a rigorous manner.

example
معنی(example):

ورزشکار به طور سختگیرانه‌ای تمرین کرد تا برای رقابت آماده شود.

مثال:

The athlete trained rigorously to prepare for the competition.

معنی(example):

باید به طور سختگیرانه به راهنماها عمل شود تا ایمنی تضمین گردد.

مثال:

The guidelines must be followed rigorously to ensure safety.

معنی فارسی کلمه rigorously

: معنی rigorously به فارسی

به صورت دقیق و سخت، با رعایت تمام جزئیات.