معنی فارسی ruinung

B1

خراب کردن، به معنای از بین بردن یا آسیب زدن به چیزی.

To damage or spoil something.

example
معنی(example):

باران مداوم برنامه‌های پیکنیک را خراب می‌کند.

مثال:

The constant rain is ruining the picnic plans.

معنی(example):

او با آماده نشدن، شانس‌های بردن خود را خراب می‌کند.

مثال:

He is ruining his chances of winning by not preparing.

معنی فارسی کلمه ruinung

: معنی ruinung به فارسی

خراب کردن، به معنای از بین بردن یا آسیب زدن به چیزی.