معنی فارسی short-term

B1

کوتاه‌مدت به دوره‌ای اطلاق می‌شود که زمان آن نسبت به دیگر دوره‌ها کوتاه‌تر است و معمولاً به امور فوری و سریع اشاره دارد.

Referring to a limited time in the near future; typically applicable to goals, investments, or plans.

adjective
معنی(adjective):

Of or pertaining to the near or immediate future.

مثال:

This short-term plan deals with the next few days.

معنی(adjective):

Of or pertaining to a short duration of time

مثال:

short-term exposure

example
معنی(example):

من هدف کوتاه‌مدتی دارم که در این ماه بیشتر ورزش کنم.

مثال:

I have a short-term goal to exercise more this month.

معنی(example):

سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت می‌توانند بازدهی سریع‌تری داشته باشند.

مثال:

Short-term investments can provide quick returns.

معنی فارسی کلمه short-term

: معنی short-term به فارسی

کوتاه‌مدت به دوره‌ای اطلاق می‌شود که زمان آن نسبت به دیگر دوره‌ها کوتاه‌تر است و معمولاً به امور فوری و سریع اشاره دارد.