معنی فارسی simultaneously
B1 /ˌsaɪməlˈteɪnɪəsli/بهطور همزمان، در یک زمان، به معنای این است که چیزی در همین لحظه و به طور همزمان با چیزی دیگر اتفاق میافتد.
At the same time; concurrently.
- ADVERB
example
معنی(example):
دو رویداد بهطور همزمان رخ دادند.
مثال:
The two events occurred simultaneously.
معنی(example):
او میتواند بهطور همزمان پیانو بزند و بخواند.
مثال:
She can play the piano and sing simultaneously.
معنی فارسی کلمه simultaneously
:
بهطور همزمان، در یک زمان، به معنای این است که چیزی در همین لحظه و به طور همزمان با چیزی دیگر اتفاق میافتد.