معنی فارسی switch-on

B1

روشن کردن، به معنای فعال کردن یک دستگاه یا روشن کردن آن.

To turn on a device or appliance.

example
معنی(example):

لطفاً چراغ را در اتاق روشن کن.

مثال:

Please switch on the light in the room.

معنی(example):

شما باید قبل از استفاده از کامپیوتر آن را روشن کنید.

مثال:

You need to switch on the computer before using it.

معنی فارسی کلمه switch-on

: معنی switch-on به فارسی

روشن کردن، به معنای فعال کردن یک دستگاه یا روشن کردن آن.