معنی فارسی teammates
A2افرادی که در یک تیم هستند و بهطور مشترک روی یک هدف کار میکنند.
Members of the same team who work together towards a common goal.
- noun
noun
معنی(noun):
One who is on the same team.
example
معنی(example):
همتیمیهای من سخت کار کردند تا قهرمانی را بدست آورند.
مثال:
My teammates worked hard to win the championship.
معنی(example):
پشتیبانی از همتیمیها در طول مسابقات اهمیت دارد.
مثال:
It's important to support your teammates during competitions.
معنی فارسی کلمه teammates
:
افرادی که در یک تیم هستند و بهطور مشترک روی یک هدف کار میکنند.