معنی فارسی unintentionally

B1

غیر عمدی، به معنای انجام عملی که به صورت ناخواسته و بدون قصد قبلی صورت گرفته است.

Not done on purpose; occurring by chance or accident.

example
معنی(example):

او به طور غیر عمد گل را شکست زمانی که در حال گردگیری بود.

مثال:

She unintentionally broke the vase when she was dusting.

معنی(example):

او به طور غیر عمد با یک نظر بی‏ادبانه دوستش را ناراحت کرد.

مثال:

He unintentionally offended his friend with a rude comment.

معنی فارسی کلمه unintentionally

: معنی unintentionally به فارسی

غیر عمدی، به معنای انجام عملی که به صورت ناخواسته و بدون قصد قبلی صورت گرفته است.