معنی فارسی well-being-2

B1

خوشبختی و سلامت عمومی فرد که شامل ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی می‌باشد.

The state of being comfortable, healthy, or happy.

example
معنی(example):

تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند به بهبود سلامت کلی شما کمک کند.

مثال:

Practicing mindfulness can improve your overall well-being.

معنی(example):

حفظ یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت خوب ضروری است.

مثال:

Maintaining a balanced diet is essential for good well-being.

معنی فارسی کلمه well-being-2

: معنی well-being-2 به فارسی

خوشبختی و سلامت عمومی فرد که شامل ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی می‌باشد.