معنی فارسی accept
A2قبول کردن یا پذیرش چیزی.
To agree to receive or do something.
- VERB
example
معنی(example):
من دعوت شما به مهمانی را قبول میکنم.
مثال:
I accept your invitation to the party.
معنی(example):
او باید پیشنهاد شغل را قبول میکرد تا بتواند صورتحسابهایش را پرداخت کند.
مثال:
He had to accept the job offer in order to pay his bills.
معنی فارسی کلمه accept
:
قبول کردن یا پذیرش چیزی.