معنی فارسی acceptable
B1چیزی که قابل پذیرش یا رضایتبخش است.
Considered satisfactory or permissible.
- ADJECTIVE
example
معنی(example):
رفتار شما در این کلاس قابل قبول نیست.
مثال:
Your behavior is not acceptable in this class.
معنی(example):
سطح صدا در کتابخانه معمولاً قابل قبول است.
مثال:
The noise level in the library is usually acceptable.
معنی فارسی کلمه acceptable
:
چیزی که قابل پذیرش یا رضایتبخش است.