معنی فارسی access

A2

دسترسی، قابلیت وارد شدن یا استفاده کردن از چیزی.

The ability to enter or make use of something.

example
معنی(example):

برای دسترسی به ساختمان، به یک کارت نیاز دارید.

مثال:

You need a card to access the building.

معنی(example):

آنها برای همه دانش‌آموزان به کتابخانه دسترسی می‌دهند.

مثال:

They provide access to the library for all students.

معنی فارسی کلمه access

: معنی access به فارسی

دسترسی، قابلیت وارد شدن یا استفاده کردن از چیزی.