معنی فارسی approximately

B1 /əˈpɹɑk.sɪ.mət.li/

تقریباً، برای نشان دادن مقدار یا زمان نزدیک به یک عدد مشخص.

Used to show that something is almost but not completely accurate or exact.

adverb
معنی(adverb):

Imprecise but close to in quantity or amount.

مثال:

...approximately 60 beats per minute.

example
معنی(example):

این جلسه تقریباً یک ساعت طول می‌کشد.

مثال:

The meeting will last approximately one hour.

معنی(example):

تقریباً ۱۰۰ نفر در این رویداد حضور داشتند.

مثال:

There were approximately 100 people at the event.

معنی فارسی کلمه approximately

: معنی approximately به فارسی

تقریباً، برای نشان دادن مقدار یا زمان نزدیک به یک عدد مشخص.