معنی فارسی arrange

A2 /əˈɹeɪndʒ/

مرتب کردن به معنای سازماندهی یا ترتیب دادن اشیاء یا فعالیت‌ها به طوری که منظم و مرتب باشند.

To put things in a neat, attractive, or required order.

verb
معنی(verb):

To set up; to organize; to put into an orderly sequence or arrangement.

معنی(verb):

To plan; to prepare in advance.

مثال:

to arrange to meet;   to arrange for supper

معنی(verb):

To prepare and adapt an already-written composition for presentation in other than its original form.

example
معنی(example):

من گل‌ها را در یک گلدان مرتب می‌کنم.

مثال:

I will arrange the flowers in a vase.

معنی(example):

آیا می‌توانی یک جلسه برای هفته آینده تنظیم کنی؟

مثال:

Can you arrange a meeting for next week?

معنی فارسی کلمه arrange

: معنی arrange به فارسی

مرتب کردن به معنای سازماندهی یا ترتیب دادن اشیاء یا فعالیت‌ها به طوری که منظم و مرتب باشند.