معنی فارسی ashamed

B1 /əˈʃeɪmd/

احساس ناراحتی یا گناه به خاطر کار یا رفتار نامناسب.

Feeling embarrassed or guilty about something one has done.

verb
معنی(verb):

To feel shame; to be ashamed.

معنی(verb):

To make ashamed; to shame.

adjective
معنی(adjective):

Feeling shame or guilt.

example
معنی(example):

او بعد از دروغ گفتن به دوستش احساس شرمندگی کرد.

مثال:

She felt ashamed after lying to her friend.

معنی(example):

او از نمرات ضعیف خود در این ترم شرمنده بود.

مثال:

He was ashamed of his poor grades this semester.

معنی فارسی کلمه ashamed

: معنی ashamed به فارسی

احساس ناراحتی یا گناه به خاطر کار یا رفتار نامناسب.