معنی فارسی overpuff
B1بیش از حد فریبنده، به کار بردن ترفندهایی برای بزرگنمایی یا جذاب جلوه دادن چیزی.
To exaggerate or embellish something, often to make it appear more impressive than it is.
- VERB
example
معنی(example):
منتقد اظهار داشت که نقدها فقط فیلم را به طور افراطی تبلیغ میکنند.
مثال:
The critic argued that the reviews were just overpuffing the movie.
معنی(example):
مراقب باشید که دستاوردهای خود را بیش از حد تبلیغ نکنید.
مثال:
Be careful not to overpuff your accomplishments.
معنی فارسی کلمه overpuff
:
بیش از حد فریبنده، به کار بردن ترفندهایی برای بزرگنمایی یا جذاب جلوه دادن چیزی.