معنی فارسی postliminious
B1پستلیمینیوس، توصیف تغییرات و اثرات ناشی از بازگشت حقوق.
Descriptive of changes and effects resulting from the restoration of rights.
- ADJECTIVE
example
معنی(example):
اثرات پستلیمینیوس پیمان بلافاصله احساس شد.
مثال:
The postliminious effects of the treaty were felt immediately.
معنی(example):
او مقالهای در مورد تغییرات پستلیمینیوس در روابط بینالملل نوشت.
مثال:
He wrote a paper on the postliminious changes in international relations.
معنی فارسی کلمه postliminious
:
پستلیمینیوس، توصیف تغییرات و اثرات ناشی از بازگشت حقوق.