mariage de convenance
ازدواجی که به منظور منافع خاص، معمولاً اقتصادی، به وجود می‌آید.
marian
ماریان، واژه‌ای که به طور معمول به مریم مقدس و موضوعات مذهبی اشاره دارد.
mariculture
شیلات دریا، پرورش و نگهداری موجودات دریایی مانند ماهی و میگو در محیط‌های کنترل شده.
marie rose
ماری رز یک نوع سس است که معمولاً با غذاهای دریایی مانند میگو سرو می‌شود.
marigold
گل ماریگولد، یک گل زرد یا نارنجی که معمولاً در باغ‌ها کشت می‌شود و به دلیل زیبایی و توانایی جذب حشرات مفید معروف است.
marijuana
ماری جوانا، گیاهی است که حاوی مواد شیمیایی روانگردان است و به عنوان دارو یا تفریحی مصرف می‌شود.
marimba
ماریمبا، سازی ضربی و چوبی است که از نوارهای چوبی و لوله‌های زیر آن تشکیل شده و رایج در موسیقی‌های مختلف است.
marinade
ماریناد، مایعی است که برای طعم‌دهی و نرم کردن گوشت قبل از پخت استفاده می‌شود.
marinate
عمل خیس کردن گوشت، سبزیجات یا دیگر مواد غذایی در سس یا مایه‌ای برای بهبود طعم آنها.
marine engineer
مهندسی که به طراحی، ساخت و نگهداری وسایل نقلیه دریایی می‌پردازد.
marine iguana
سری از ایگواناها که به زندگی در دریا و جزایر گالاپاگوس سازگار شده‌اند.
mariner
شخصی که به طور حرفه‌ای در دریا شنا می‌کند و به کارهای مربوط به کشتی‌ها می‌پردازد.
marine toad
قورباغه دریایی، نوعی قورباغه بزرگ با پوست زگیل‌دار که در مناطق گرمسیر زندگی می‌کند و به عنوان گونه‌ای مهاجم شناخته می‌شود.
marinize
مزه‌دار کردن، به عمل ترکیب مواد غذایی با ماریناد برای بهبود طعم آن‌ها اشاره دارد.
marinized
مزه‌دار شده، به غذاهایی اطلاق می‌شود که به مدت معینی در ماریناد خیس خورده‌اند.
mariolatry
پرستش باکره مریم، اشاره به احترامی است که به باکره مریم در آداب مذهبی داده می‌شود.
mariology
علم مطالعه مریم، به بررسی نقش و ویژگی‌های باکره مریم در دین مسیحیت می‌پردازد.
marionette
عروسک خیمه‌شب‌بازی، عروسکی که با نخ‌های کنترل‌کننده حرکت می‌کند و معمولاً در نمایش‌ها استفاده می‌شود.
mariposa tulip
گل ماریپوزا نوعی گل است که به خاطر زیبایی و تنوع رنگ‌هایش شناخته می‌شود و بومی مناطق خاصی مانند کالیفرنیا است.
maris piper
ماریس پایپر یک نوع سیب‌زمینی است که به خاطر طعم و بافت مناسبش مشهور است و برای تهیه انواع غذاها استفاده می‌شود.
marist
ماریست به یک تشکیلات مذهبی اطلاق می‌شود که به آموزش و خدمات اجتماعی تمرکز دارد.
marital
ارتباط با ازدواج و امور مربوط به زندگی زناشویی را توصیف می‌کند.
marital rape
تجاوز زناشویی به معنای وقوع عمل جنسی بدون رضایت همسر در یک ازدواج است.
marital status
وضعیت زناشویی به وضعیت فرد در رابطه با ازدواج اشاره دارد، مانند مجرد، متاهل، بیوه و طلاق گرفته.
maritime pine
نوعی درخت کاج که در سواحل رشد می‌کند و به شرایط خاص خاک و آب و هوا مقاوم است.
marjoram
نوعی گیاه معطر که بیشتر در آشپزی به عنوان ادویه استفاده می‌شود.
marka
نام تجاری یا برندی که در بازار شناسایی و شناخته شده است.
markdown
زبان نشانه‌گذاری سبک برای فرمت‌بندی متن به شکل ساده که معمولاً در وبسایت‌ها استفاده می‌شود.
mark down
یادداشت کردن، به معنای نوشتن یا ثبت کردن اطلاعات مهم به خاطر سپردن آنها.
marked
مشخص شده، به معنای چیزی که به وضوح قابل تشخیص باشد یا برچسب خورده باشد.
markedly
به طور قابل توجه، به معنای تغییر یا تفاوت قابل تشخیص و بسیار واضح.
marked man
مرد مشخص، به شخصی اطلاق می‌شود که به علت اقداماتی خاص، در معرض خطر یا تهدید است.
marker
ماژیک، قلم یا ابزاری نوشتاری که می‌تواند روی سطوح مختلف برای نوشتن یا طراحی استفاده شود.
marketability
قابلیت فروش، به قدرت یک کالا یا خدمات برای جذب مشتری و فروش موفق اشاره دارد.
marketable
قابل فروش، به محصولات یا خدماتی اشاره دارد که به راحتی می‌توانند در بازار جذب مشتری کنند.
market analysis
تحلیل بازار، فرایند بررسی و ارزیابی وضعیت بازار برای یک محصول یا خدمت خاص است.
market analyst
تحلیل‌گر بازار، فردی است که به تجزیه و تحلیل و ارزیابی داده‌های بازار می‌پردازد.
market basket
سبد خرید، مجموعه‌ای از کالاها و خدمات است که برای تحلیل اقتصادی استفاده می‌شود.
market cap
ارزش بازار، به ارزش کلی یک شرکت در بازار بورس اشاره دارد، که از حاصل‌ضرب قیمت سهام در تعداد کل سهام محاسبه می‌شود.
market capitalization
ارزش بازار، مجموع ارزش سهام یک شرکت را می‌سنجد و معمولاً از طریق ضرب قیمت هر سهم در تعداد کل سهام محاسبه می‌شود.
market cross
صليب بازار، نماد یا بنایی است که معمولاً در بازارهای قدیمی برای نشان دادن مرکز مبادلات و فعالیت‌های تجاری قرار می‌گیرد.
market day
روز بازار به روزی اشاره دارد که در آن فروشندگان کالاهای خود را در بازار عرضه می‌کنند و خریداران می‌توانند کالاها را خریداری کنند.
market economy
اقتصاد بازار به سیستمی اطلاق می‌شود که در آن قیمت‌ها و تولید کالاها و خدمات تحت تأثیر عرضه و تقاضا تعیین می‌شود.
marketeer
بازاریاب، فردی است که در زمینه بازاریابی و فروش کالاها و خدمات تخصص دارد و استراتژی‌هایی برای جذب مشتریان وضع می‌کند.
marketer
بازاریاب به کسی اطلاق می‌شود که در زمینه بازاریابی فعالیت می‌کند و به تجزیه و تحلیل بازار و رفتار مشتریان می‌پردازد.
market forces
نیروهای بازار به عواملی اطلاق می‌شود که عرضه و تقاضا را در یک بازار خاص هدایت می‌کنند و بر قیمت‌ها و میزان تولید تأثیر می‌گذارند.
market garden
باغچه‌ای که در آن محصولات باغی به منظور فروش، به ویژه سبزیجات، کشت می‌شود.
marketing campaign
کمپین بازاریابی به مجموعه فعالیت‌ها و استراتژی‌هایی اطلاق می‌شود که برای تبلیغ یک محصول یا خدمت در یک دوره خاص طراحی شده است.
marketing company
شرکت بازاریابی به سازمانی اطلاق می‌شود که به دیگر کسب‌وکارها در زمینه برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های بازاریابی کمک می‌کند.
marketing exercise
تمرین بازاریابی به فعالیت‌ها یا پروژه‌هایی اطلاق می‌شود که هدف آن بهبود مهارت‌ها و دانش در زمینه بازاریابی است.