behaviour
رفتار: طرز عمل یا رفتار یک فرد، عادات فردی یا اجتماعی.
bell
زنگ: یک وسیله فلزی که برای اعلام یا جلب توجه استفاده می‌شود.
benefit
سود: فایده یا منفعتی که از چیزی حاصل می‌شود.
birth
تولد: ورود به دنیا یا آغاز زندگی.
bin
سطل زباله: ظرفی برای جمع آوری زباله‌ها و مواد دور ریختنی.
bite
گاز گرفتن: عمل فشار دادن چیزی با دندان برای خوردن یا آسیب زدن.
bitter
تلخ: طعمی که معمولاً خوشایند نیست و به شدت ادراکی است.
bitterly
به طور تلخ، با درد و ناامیدی.
blame
سرزنش کردن، مقصر دانستن کسی یا چیزی.
blank
خالی، بدون محتوا یا نوشته.
blankly
خالی، بدون احساس یا واکنش.
blind
نابینا، کسی که نمی‌تواند ببیند.
block
مسدود کردن، مانع شدن از عبور یا حرکت.
blow
فوت به معنای دمیدن یا ضربه‌ای به چیزی است که در اثر آن حرکت کند.
bone
استخوان به محکم‌ترین بخش اسکلتی بدن اشاره دارد.
border
مرز به معنای خط تفکیک بین دو منطقه یا کشور است.
branch
شاخه؛ قسمتی از درخت که از تنه آن رشد می‌کند.
brave
شجاع؛ دارای دل و جسارت در برابر خطر یا چالش.
breast
پستان؛ بخشی از بدن زن که مسئول تولید شیر است.
breathe
عملی که در آن هوا از طریق ریه‌ها وارد و خارج می‌شود.
breath
مقدار هوایی که به داخل ریه‌ها وارد یا از آنها خارج می‌شود.
breathing
عملیات ورود و خروج هوا به داخل و خارج از ریه‌ها.
broad
عریض، گسترده و شامل چیزهای زیادی.
briefly
کوتاه، مختصر و بدون جزئیات زیاد.
bunch
دسته، گروه، مجموعه‌ای از چیزها.
burn
سوزاندن، آتش زدن، دچار سوختگی شدن.
bury
دفن کردن، پنهان کردن در خاک.
button
دکمه: یک جزء قابل فشار که می‌تواند یک عمل را انجام دهد.
buyer
خریدار: شخصی که چیزی می‌خرد.
cable
کابل: یک وسیله برای انتقال برق یا اطلاعات.
calm
آرام (calm) به معنای نبودن هیجان، اضطراب یا فعالیت زیاد است و معمولاً به وضعیت ذهنی یا محیط اشاره دارد.
cancel
لغو (cancel) به معنای خاتمه دادن یا باطل کردن یک قرار یا رویداد است.
camp
کمپ (camp) به معنای محلی است که در آن افراد برای چند روز می‌مانند و معمولاً در طبیعت و خارج از خانه است.
cancer
سرطان: یک بیماری جدی که در آن سلول‌های بدن به طور غیر طبیعی رشد می‌کنند.
candidate
نامزد: فردی که برای دستیابی به یک هدف، مانند شغل یا مقام، درخواست می‌دهد.
captain
کاپیتان: فردی که رهبری و هدایت یک گروه یا کشتی را بر عهده دارد.
care
مراقبت: توجه و مراقبت کردن از کسی یا چیزی به طور خاص.
career
حرفه: شغل یا فعالیتی که شخص برای درآمد و موفقیت در آن تلاش می‌کند.
careless
بی‌توجه: کسی که در کارها یا اعمالش احتیاط نمی‌کند و باعث ایجاد مشکل می‌شود.
celebrate
جشن گرفتن به معنای شاد بودن و یک رویداد مهم را تجلیل کردن است.
celebration
جشن
central
مرکزی به معنای موقعیت یا نقش اصلی در چیزی است.
ceremony
مراسم به معنای رویداد رسمی یا جشن است.
certain
مطمئن؛ بیان‌کننده وضوح یا قطعیت در یک موضوع.
certificate
گواهی، گواهینامه، سند رسمی، شهادت‌نامه
challenge
چالش؛ وضعیتی که نیاز به تلاش و مهارت ویژه دارد.
chance
فرصت یا احتمال بروز یک رویداد یا وقوع یک نتیجه خاص را chance می‌نامند.
chapter
فصل؛ تقسیم‌بندی متن، کتاب یا سخنرانی که موضوع معینی دارد.
character
شخصیت به مجموعه ویژگی‌ها و صفات اخلاقی و رفتاری فرد یا قهرمان داستان اشاره دارد.