معنی فارسی uneasy

B1 /ʌnˈiːzi/

احساس ناراحتی یا بی‌قراری، به ویژه در شرایط خاص.

Causing or feeling anxiety; not comfortable.

adjective
معنی(adjective):

Not easy; difficult.

example
معنی(example):

او درباره تصمیم احساس ناراحتی می‌کرد.

مثال:

He felt uneasy about the decision.

معنی(example):

بعد از اعلام، سکوتی ناراحت‌کننده حاکم شد.

مثال:

There was an uneasy silence after the announcement.

معنی فارسی کلمه uneasy

: معنی uneasy به فارسی

احساس ناراحتی یا بی‌قراری، به ویژه در شرایط خاص.