maquis
پوشش گیاهی متراکم و در هم تنیده که معمولاً در نواحی مدیترانه‌ای یافت می‌شود.
maquisard
نظامیانی که در جنگل‌ها و مناطق کوهستانی علیه نیروهای اشغالگر می‌جنگند.
mar.
کوتاه‌نویسی برای نام ماه سوم سال در تقویم میلادی.
mara
یک جوندۀ بزرگ و اجتماعی که در آمریکای جنوبی زندگی می‌کند.
marabou
مارابو، پرنده‌ای بزرگ از خانواده درناها که بیشتر در مناطق گرمسیری آفریقا زندگی می‌کند، بال‌های بزرگی دارد و معمولاً در مناطق باتلاقی یافت می‌شود.
marabout
مارابوت، فردی با قدرت‌های روحانی یا جادوگری در فرهنگ‌های اسلامی و آفریقایی که معمولاً به‌عنوان مشاور روحانی عمل می‌کند.
marabunta
مارابونتا، نوعی مورچه‌ئی که به‌صورت گروهی به شکار می‌پردازد و به خاطر قدرت و تهاجم‌اش شناخته می‌شود.
maraca
ماراکاها، سازهای ضربی سنتی که معمولاً از چوب یا کدو ساخته شده و با تکان دادن صدا تولید می‌کنند.
marae
مارای، محلی در فرهنگ مائوری برای تجمع، مراسم‌های اجتماعی و فرهنگی که معمولاً شامل یک ساختمان مرکزی است.
maraging steel
فولاد ماراجینگ، نوعی فولاد با مقاومت بالا که با فرایند‌های خاصی سخت می‌شود و عموماً در صنایع هوافضا و نظامی استفاده می‌شود.
maranta
مارانتای گیاهی است از خانواده ی مروارید، که به خاطر برگ‌های رنگارنگش در کاشت داخلی محبوب است.
marari
ماراری یک مکان تفریحی ساحلی در هند است که به خاطر سواحل زیبا و آرامش بخش خود شناخته شده است.
maraschino
چری ماراشینو نوعی گیلاس است که در شربت شیرین نگهداری می‌شود و بیشتر به عنوان تزئین غذاها و نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود.
maraschino cherry
چری ماراشینو، نوعی گیلاس قندی و شیرین است که معمولاً در شربت نگهداری می‌شود و برای تزیین نوشیدنی‌ها و دسرها به کار می‌رود.
marasmus
ماراسموس نوعی سوءتغذیه است که در نتیجه کمبود شدید کالری و پروتئین ایجاد می‌شود.
maratha
ماراتا قومی است که به عنوان یک قدرت نظامی و فرهنگی در تاریخ هند شناخته می‌شود.
marathi
زبان ماراتی یک زبان هندوآریائی است که توسط مردم ایالت مهاراشترای هند صحبت می‌شود.
maraud
دستبرد زدن یا به زور وادار کردن دیگران به تسلیم و غارت.
marauder
غارتگر، شخصی که به غارت و خرابکاری می‌پردازد.
marauding
غارتگری، عمل غارت و تخریب.
maravedi
ماراودی، واحد پولی در اسپانیای قرون وسطی.
marble
مرمر، سنگی دگرگون شده که دارای ظاهری زیبا و بسیاری از رنگ‌ها و الگوهاست و معمولا برای ساختن مجسمه‌ها و سطوح استفاده می‌شود.
marble cake
کیک مرمری، کیکی است که به دلیل وجود دو یا چند رنگ از خمیر، ظاهری مرمری و زیبا دارد و معمولاً شامل طعم‌های وانیل و شکلات است.
marbled
مرمری، حالتی است که در آن الگوهای رنگی با هم ترکیب می‌شوند و شبیه به سنگ مرمر به نظر می‌رسند.
marbled white
پروانه مرمری سفید، نوعی پروانه با بال‌های سفید و الگوهای مرمری است که معمولاً در مناطق باز دیده می‌شود.
marble gall
گال مرمری، نوعی رشد غیرطبیعی روی درختان است که توسط حشرات خاصی ایجاد می‌شود.
marbleize
مرمری کردن، فرآیند ایجاد الگوهای مرمری بر روی سطوح، معمولاً با استفاده از رنگ‌های مختلف است.
marbleized
مرمریت به معنای داشتن الگوها و طرحدهی شبیه به سنگ مرمر است و بیشتر در هنر و طراحی کاربرد دارد.
marbling
مرمریت، تکنیکی است که در آن رنگ‌ها به شکل خاصی بر روی سطح مایع قرار می‌گیرند و سپس به چیزهای مختلف منتقل می‌شوند.
marburg disease
بیماری ماربورگ، یک بیماری ویروسی خطرناک است که از طریق تماس با مایعات بدن افراد مبتلا منتقل می‌شود.
marc
MARC، مخفف Machine-Readable Cataloging است که برای تبادل اطلاعات کتابخانه‌ای و داده‌های کتاب‌شناختی کاربرد دارد.
marcan
مارکان به روایتی از زندگی و آموزه‌های عیسی مسیح اشاره دارد که در انجیل مرقس آمده است.
marcasite
مارکاسیت، یک نوع کانی است که در ساخت جواهرات و غیره استفاده می‌شود و به خاطر براقیتش معروف است.
marcato
مارکاتو، یک اصطلاح موسیقایی است که به معنای نواختن یا خواندن با تأکید و شدت است.
marcel
مارسل، یک نام مذکر است که در فرهنگ‌های مختلف وجود دارد و به معنای 'جنگجو' است.
marcescent
مارکسننت به وضعیتی اطلاق می‌شود که برگ‌ها یا گل‌ها پس از پژمرده شدن هنوز به گیاه متصل هستند.
marche
بازار، مکانی برای خرید و فروش محصولات، به‌خصوص غذاها و صنایع دستی.
marcher
راهپیمان، فردی است که در یک تظاهرات یا راهپیمایی شرکت می‌کند.
marchesa
مارچسا، عنوانی برای یک زن از طبقه اشرافی در ایتالیا.
marchese
مارچس، عنوانی برای یک مرد اشرافی در ایتالیا.
march fly
مگس مارس، نوعی حشره که معمولاً در فصل بهار ظاهر می‌شود.
march hare
خرگوش مارس، نوعی خرگوش است که در بهار بسیار فعال می‌شود.
marching band
گروه موزیک نظامی، گروهی از نوازندگان که در مراسم و رژه‌ها به اجرای موسیقی می‌پردازند.
marching order
دستورات حرکتی، دستورات یا فرمان‌هایی برای حرکت یک گروه یا فرد.
marching orders
دستوراتی که به بهانه حرکت یک گروه به افراد داده می‌شود، معمولاً در زمینه نظامی و بخشی از یک برنامه بزرگتر.
marching song
آهنگی که معمولاً توسط سربازان یا گروه‌هایی که در حال حرکت هستند، خوانده می‌شود و به حس همکاری و انسجام کمک می‌کند.
marchioness
عنوانی اشرافی که به همسر یا زن یک مارک داده می‌شود و درجه‌ای بالاتر از بارون و پایین‌تر از دوک دارد.
marchlands
زمینی که در نزدیکی مرز یا بین دو ناحیه قرار دارد و معمولاً با ویژگی‌های خاص جغرافیایی همراه است.
marchpane
خمیری شیرین و خوشرنگ که از بادام و شکر تهیه می‌شود و معمولاً برای تزئین یا تهیه شیرینی استفاده می‌شود.
march-past
رویدادی که در آن افراد به طور منظم و هماهنگ از کنار یک مکان خاص عبور می‌کنند، معمولاً در حوزه نظامی برگزار می‌شود.