multivariate
چند متغیره به معنای تجزیه و تحلیل داده‌ها با توجه به چندین متغیر مختلف است.
multivendor
چند فروشنده به معنای یک بازار یا پلتفرم است که شامل چندین فروشنده مختلف است.
multiverse
نظریه‌ای که بر وجود چندین جهان موازی و مستقل از یکدیگر تأکید دارد.
multiversity
مؤسسه‌ای آموزشی که در آن برنامه‌های تحصیلی متنوع و رشته‌های مختلف ارائه می‌شود.
multivibrator
مداری الکترونیکی که می‌تواند سیگنال‌های نوسانی ایجاد کند.
multivitamin
مکمل غذایی حاوی ویتامین‌ها و مواد معدنی مختلف که به تقویت سلامتی کمک می‌کند.
multiway
مداری که اجازه می‌دهد دستگاهی از چندین نقطه کنترل شود.
multum in parvo
عبارتی به معنی ارائه محتوای زیاد در قالبی فشرده و مختصر.
multure
مالیات مالتور، هزینه‌ای که برای فراوری غلات به آسیاب‌کننده پرداخت می‌شود.
mum
مادر، اصطلاح غیررسمی برای مادر در زبان انگلیسی.
mum and dad investor
سرمایه‌گذار مادروپدری به افرادی اطلاق می‌شود که به صورت غیرحرفه‌ای و با مبالغ کم سرمایه‌گذاری می‌کنند.
mumbaikar
مومبایی به افرادی اطلاق می‌شود که در بمبئی زندگی می‌کنند یا از آنجا آمده‌اند.
mumblecore
مومبلکور، ژانری از فیلم‌سازی است که معمولاً شامل داستان‌های واقعی و به تصویر کشیدن زندگی روزمره است.
mumblety-peg
مملتی-پگ یک بازی عصرانه است که معمولاً با چاقو و به صورت گروهی بازی می‌شود.
mumbo jumbo
عبارات بی‌معنی یا پیچیده که فهم آنها دشوار است.
mumchance
امیدی غیرمستقیم به موفقیت یا شانس.
mu-meson
میوزون یک ذره بنیادی در فیزیک است که در تعاملات هسته‌ای نقش دارد.
mummer
ممبر، شخصی است که در اجراهای خیابانی یا جشنواره‌ها با تظاهر و نقاب بازی می‌کند.
mummerset
مومرسيت، نوعی نمایش سنتی در فرهنگ‌های مختلف است که در آن بازیگران با لباس‌های خاص داستان‌هایی را روایت می‌کنند.
mummers' play
نمایش مومرسیت، نوعی نمایش سنتی و پرفروغ که در آن بازیگران لباس‌های خاص می‌پوشند و داستان‌هایی با جادوی جنسی و ترسناک روایت می‌کنند.
mummery
مومری، نوعی نمایش یا نمایش آوایی است که معمولاً شامل لباس‌های خاص و داستان‌های خیالی می‌شود.
mummichog
مومیکوگ، نوعی ماهی کوچک از خانواده گاوماهیان است که در آب‌های کم عمق و شیرین زندگی می‌کند.
mummified
مومیایی‌شده، به حالتی اطلاق می‌شود که در آن جسد یا ارگانیسمی در نتیجه یک فرآیند حفظ طبیعی یا مصنوعی به شکل خشک و پایدار باقی مانده است.
mummify
مومیایی کردن، فرایندی است که در آن اجساد به منظور حفظ آنها از فساد، با روش‌های خاصی ذخیره می‌شوند.
mummy
در زبان انگلیسی، 'مامان' به معنی مادر است و به‌طور غیررسمی در مکالمات بین کودکان و والدین استفاده می‌شود.
mummy's boy
اصطلاحی برای توصیف مردان یا پسرانی که به‌طرز زیادی به مادرشان وابسته هستند.
mumpish
عبارتی که به حالت یا حالتی نشانه‌دهنده یاس، دلخوری یا بی‌میلی اطلاق می‌شود.
mumpreneur
مادرانی که با ترکیب نقش‌های والدینی و کارآفرینی کسب‌وکار خود را راه‌اندازی می‌کنند.
mumps
بیماری‌ای ویروسی و مسری که باعث ورم غده‌های بزاقی می‌شود.
mumpsimus
پافشاری بر باور یا عادت نادرست حتی با وجود شواهد غلط بودن آن.
mumsnetter
اعضای وب‌سایت مومسنتر (mumsnet) که به عنوان مکانی برای تبادل نظر و راهنمایی در زمینه پرورش فرزندان شناخته می‌شود.
mum's the word
عبارتی است که برای نشان دادن این که باید چیزی را مخفی نگه داشت، استفاده می‌شود.
mumsy
سبک یا ویژگی‌هایی که به مادران و نقش‌های مادری مربوط می‌شود.
mun
صفتی غیررسمی که به شخصی اشاره دارد که مهربانی و دلسوزی از خود نشان می‌دهد.
munch
عمل جویدن یا خوردن چیزی به آرامی، معمولاً در حجم کم.
munchausen's syndrome
اختلالی روانی که در آن فرد بیماری یا جراحت را ساختگی یا بزرگ‌نمایی می‌کند تا توجه دیگران را جلب کند.
munchies
تنقلات، غذایی که معمولاً در میان وعده‌ها یا به عنوان خوراکی کوچک مصرف می‌شود.
munchkin
شخص یا موجودی کوچک و دوست‌داشتنی، معمولاً کودکان یا موجودات خیالی.
munda
مردی از قبیله یا منطقه خاص، گاهی به فرهنگ محلی اشاره دارد.
mundowie
نام یک مکان یا منطقه، معمولاً به ویژگی‌های طبیعی آن اشاره دارد.
mundulla yellows
بیماری گیاهی که به خصوص بر روی محصولات خاصی تاثیر می‌گذارد.
mung
لوبیا مُنگ، نوعی از حبوبات که در آشپزی آسیایی و به ویژه چینی استفاده می‌شود و سرشار از پروتئین و ویتامین است.
mungaree
درخت مَنگَری، نوعی درخت است که در محیط‌های گرمسیری رشد می‌کند و خواص دارویی دارد.
mungo
مونگو، نامی رایج در تاریخ ادبیات که به شاعری مشهور اشاره دارد.
muni
مونی، به معنای شخصی پرتوی نور و پاک شده، معمولاً در نظام‌های معنوی به معنای زهد و زندگی معنوی است.
munia
مونی، نوعی پرنده کوچک از خانواده ابلق‌زبان‌ها که در مناطق گرمسیری یافت می‌شود.
municipal bond
اوراق قرضه‌ای که توسط دولت‌های محلی برای تأمین مالی پروژه‌های عمومی صادر می‌شود و بازدهی آن معمولاً معاف از مالیات است.
municipal court
دادگاهی که به مسائل حقوقی کوچک و جرایم جزئی در سطح محلی پرداخته و در آن مواردی مانند تخلفات ترافیکی رسیدگی می‌شود.
municipality
یک منطقه شهری با اداره محلی که مسئولیت تأمین خدمات عمومی و مدیریت امور محلی را دارد.
municipalize
عملیاتی که در آن یک کسب‌وکار یا خدمات خصوصی به مالکیت یا مدیریت شهرداری تبدیل می‌شود.